آبانه،دختر آبان

سلام. صب بخیر

برای غافلگیریتون امروز صب پست میذارم. کلاس صبحم رو نرفتم

ساعت 12 برم دکتر

دیشب یه دل درد بدی داشتم. خیلی حالم بد بود. شام نون و پنیر خوردم. تا آخر شب هم عرق نعنا میخوردم. متنفرم از شلوار جین تو تابستون. باید پارچه ای بخرم.

اصلاح کردم و ابروهام رو رنگ کردم. انشالله دوستم فردا میاد دیگه کاری نداشته باشم. دوره دوستهای متاهلم کنسل شد خدا رو شکر. وقت بیشتری با دوستم میذارم

از دیروز دارم به این فکر میکنم که چرا انقد تو ایران آدم بی تربیت وجود داره؟ تو فیسبوق و اینستا میبینین زیر پست هنرمندا چه حرفای زشتی میزنن؟ یه سری که دائما اعضای بدنشون رو حواله میدن به این و اون. یه سری مسخره میکنن. یه سری با حجاب خانومای هنرپیشه مشکل دارن و با بدترین کلمات امر به معروفشون میکنن. بعد میرم پروفایلشون رو نگاه میکنم میبینم بعضیا خوب مشخصه چه جور آدمایی هستن اما بعضیاشون خیلی هم ادعای شخصیت و کلاسشون میشه.

پسره نره خر سیبیل کلفت زیر پست بهنوش بختیاری نوشته خاله منو فالو میکنی؟

دم محراب قاسم خانی گرم که همه رو بلاک میکنه.

میشه حدس زد که این ادبیات بی ادبی از چه تاریخی تو کشور بابا شده. درسته که با پیشرفت شبکه های اجتماعی این گونه ناهنجاریا بیشتر به چشم میاد اما مطمئنم قبلا مردم عفت کلام بیشتری داشتن.

برم جمع و جور کنم کارها رو.

اونایی که فردا نمیان سرکار خوش بگذره بهشون. اونا که میان فردا دستشون تو دست منه

خدا نگهدار

تاريخ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 10:36 نويسنده آبانه| |

سلام. صب بخیر

اعتراف میکنم نمیتونم یه شب در میون برم حموم. هاپو میشم. فک کنم تا پاییز باید هر شب برم. خدااااااا

یه جامونو درست میکنیم یه جای دیگه در میره. این کرمهای صورتم رو که میزنم سه تا پشت سر هم به فاصله یه ربعه. هر کدوم رو میزنم میرم دستامو میشورم. روزی دوبار هم میزنم. صورتم که فرقی نکرده اما پوست دستم مثه چرم بز شده. همش نرم کننده میزنم. اگه بعد از سه ماه تغییر نکنه دیگه ادامه نمیدم.

امروز و فردا باید کار رو تعطیل کنم برم مسجد دعا کنم. مامان سپند رفته مشهد. حتما میره به امام رضا میگه خدایا آبانه و سپند رو از هم جدا کن. من برم مسجد بشینم بگم خدا الکی میگه. گوش نکنی ها.

ریصیورمون سوخت. دیشب مجبور بودیم کانال نسیم و 3 و 6 رو نگاه کنیم. فک کنین من نشستم از بیکاری میکائیل رو نگاه کردم. چقد سریالش آبادانیه. مرتیکه تیر خورده دوون دوون داره میره اون یارو برادرشوهره رو بگیره.

یادتونه پارسال واسه درس اقتصاد سنجیم معلم گرفته بودم؟ طرف دانشجوی دکترای علامه اس. پارسال دوساعت کلاس رو 120 گرفت. من 3جلسه باهاش گرفتم. امسال یه ساعت و نیم کلاس رو میگه 200 تومن. مردم چه پولی در میارن. مجبورم برم دیگه. خدا کنه با دو جلسه تموم بشه. بیشتر از 400 ندم بهش.

خوب خوب خوب. این 5شنبه جمعه رو میخوام بکوب خوش بگذرونم. از هفته دیگه فقط درس میخونم. 5شنبه دوره دوستای متاهلمون. بعد که دوستم میاد خونمون. صب راهیش میکنم بره. کلاس تزیین کیک ثبت نام کرده. ظهرش هم دوره دوستهای دبیرستانمه. تم مهمونی هم دامنه. هنوز وقت نکردم فک کنم چی بپوشم.

راستی فردا هم نوبت دکتر دارم واسه زانوم. انقد دیر نوبت داد که پام خوب شده اما مامان میگه برو حتما. خدایی نکرده چیزی نشده باشه

برم دیگه. کاری ندارین؟ خدا نگهدار

تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 11:25 نويسنده آبانه| |

سلام. صب بخیر

آقا ممنونم از محبتهاتون. ببینم کی درست میکنه و میاد گزارششو میده. اون شب نفری یه تیکه کوچیک خوردیم. دیشب رفتم خونه یه تیکه ریزش مونده بود. همه رو مامان بخشیده بود. شیرینی تو خونه نمیذاره که خدایی نکرده شیطون منو اغفال نکنه

دیشب سپند اومد دنبالم. رفتیم پرنده فروشی تو خیابون آزادی. خدا منو از دست سپند بکش. وقتی به یه چیزی علاقه نشون میده یعنی تصمیمی داره. خیلی زیرپوستی میگه از پرنده خوشش میاد. میترسم کاسکو بخره. انقد بدم میاد ازش. طوطی برزیلی خیلی خوشگله. از یه کف دست کوچیکترن. لااقل از اونا بخره. من چقد از جونور بدم میاد

سپند از مشهد واسم باقلوا استانبولی آورده بود. منم بردمش خونه و به بابا جانم تقدیمش کردم.

دوست گلم که تو نت با هم آشنا شدیم از مشهد داره میاد. 5شنبه شب میاد خونمون. خیلی خوش بگذره بهمون. گزارش آخر هفته شلوغم رو خواهم داد

یه نکته اخلاقی بگم؟ خواهر من برادر من شلوار پارچه ای با کتونی نپوشین. خیلی بده.

خدانگهدار

 

تاريخ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 10:44 نويسنده آبانه| |

سلام مجدد. من خیلی کار دارم امروز اما دو سه تا از کامنتها رو که دیدم ترجیح دادم تا ذوقتون نخوابیده این پست رو بذارم

واسه کیک خامه کشی باید از کیک اسفنجی یا شیفون استفاده کنین. بهترین دستور مربوط به شیفون خانوم طوروسیانه که تو نت هست. وقتی کیک خامه ای رو گاز میزنین باید دهنتون طعم بهشت بده. پس کیک با بافت سفت اون لذت رو بهتون نمیده

اگه مثل من وقتتون کمه یا نمیتونین اسفنجی رو خوب در بیارید پودر کیک شکلاتی مارک تک بخرید. بهتون یه کیک خیس شکلاتی عالی میده. بین 40 تا 50 دقیقه تو فر بمونه. توی قالب سایز 23 درستش کنین

واسه خامه از خامه قنادی مارک کاله یا کولاک استفاده کنین. این واسه تهرانیا. مشهد یه مارکی هست به اسم نمیدونم چی چی شرق.اونم عالیه. خودتون تو شهراتون ببینین چی خوبه. یا این خامه رو بخرین یا صب برین از یه قنادی خوب شهرتون یه کیلو خامه شیرینی بخرین. اون فرم داده و آماده اس. کیلویی حدودا 14000 تومنه.

اگه خامه قنادی داشتین سه ساعت قبل از تزیینتون از فریزر در بیارید. باید موقع کار نیمه یخ زده باشه که شل نشه. اگه شل شده بود یه ربعی فریزش کنین.

برای رنگ کردنش از رنگ ژله استفاده کنین. ویلتون بهترین برنده. رنگ مایه هم مزه بدی به کارتون میده هم باید مقدار زیادی بریزی که باعث شل شدن خامه تون میشه

توی یه کاسه استیل خامه رو حدود 7-8 دقیقه بزنین تا خوب فرم بگیره. برای این سایز کیک و این تزیین شما به یه پاکت یه لیتری خامه احتیاج دارین

خامه رو حتما حتما در دو قسمت بزنین. بیشتر از نیم لیتر تو کاسه نریزید

کیکتون رو بعد از سرد شدن از وسط یک یا دو برش بزنین و لایه های کیک رو با آب کمپوت یا شیر مرطوب کنین

یه لایه خامه به کیک بمالید و روش موز و گردو و آناناس و شکلات چیپسی بریزید. من موز و گردو فقط زدم

میبینین که خامه من کمه. شما لایه بالاش رو هم بزنین.تا خوب بچسبه

ماسوره ای که این شکل رو به شما میده و به رزت معروفه شماره اش 2D هست. به همین نام هم معروفه. بذارید تو قیف یه بار مصرف یا پلاستیکی و بصورت دایره ای از بیرون ماسوره بزنین و تا داخل بیاین و دستتون رو بلند کنین. خودش این شکل رو به شما میده

یه بار دوبار تست کنین تا دستتون بیاد

اگه تنتون داغه یه کاسه آب و یخ بذارین کنار دستتون و دستاتونو توش بزنین که خامه آب نشه.

کیک رو حداقل 12 ساعت تو یخچال بگذارین بعد نوش جان کنین

من در خدمتتون هستم. سوالی داشتین بپرسید

تاريخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 11:56 نويسنده آبانه| |

سلام. صب بخیر.

ههههه امروز اول هفته اس ولی شنبه نیست. پس دلیلی واسه خسته بودن ندارین. شاد و سرحال و خوشحال هفته مونو شروع میکنیم

5شنبه ناهار با سپند رفتیم فشم. خیلی خوش گذشت. ناهار خوردیم و قلیون کشیدیم. ساعت چهار برگشتیم سمت تهران. سپند گفت کجا بریم؟ یکم فک کردم یاد نرگس جونم افتادم که باغ ایرانی رو پیشنهاد داده بودن. رفتیم باغ ایرانی. خیلی خوشگل بود. پر از لاله بود. سپند 6سال پیش همین فصل رفته بود هلند. گفتم اینجا رو با کئوکنهوف مقایسه نکن اینم در نوع خودش خوشگله. اونم گفت انشالله سال دیگه با هم میریم. این حرفا شاید هیچوقت عملی نشه اما همیشه حس خوبی تو آدم بوجود میاد. همیشه سعی کنین حرفای امیدوار کننده بزنین تا اینکه بگین ما که شانس نداریم. بابا همون قدیما بهتر بود ما که روز به روز بدبختتر و بیچاره تر میشیم.

خوب؟ پس یادتون نره. حرفای خوب خوب بزنیم. آرزوهای خوب خوب بکنیم.

بعدش رفتم خونه. خواهرکوچیکه میخواست بره عروسی. دخملکشو گذاشت پیش ما. مام خیلی باهاش بازی کردیم و بعد بردیمش پارک. ساعت 11 خسته و کوفته اومدیم خونه. دیگه هی بازی کرد تا 12:30 که مامانش اومد و بردش

جمعه صب ساعت 10 بیدار شدم. مامان اومد تو اتاقم گفت کپل خانوم میخوای صبحانه رو ببریم پارک؟ خان داداشمون رفته بود دانشگاه و دیگه صرف نداشت سه نفری بریم جاده چالوس. گفت باشه. رفتیم پارک و تا 1 نشستیم و برگشتیم خونه.

جاتون خالی ناهار خورش چاقاله و ریواس داشتیم. بعد از چندسال التماس مامان واسم درست کرد

اون رو خوردم و وسط سالن چپ کردم. مگه میتونستم تکون بخورم. دیگه پاشدم و دست بکار کیک شدم. یه کیک شکلاتی درست کردم و گذاشتم سرد بشه. رفتم تو اتاق و تمرینهای درس روش تحقیقم رو آماده میکردم و واسه استاد میل میکردم.

واسه شام شوهرخواهرم اومد و بعد عموم اومد. ساعت 11 پاشدن و رفتن منم دست بکار تزیین کیک شدم.

http://s4.picofile.com/file/8186371050/463.JPG

 

 http://s4.picofile.com/file/8186370350/458.JPG

دوازده و نیم خوابیدم و ساعت رو گذاشتم 8:30. خودم 8:20 پاشدم و دوش گرفتم. موهامو خشک کردم و آرایش کردم و رفتم پیش یاس عزیزم. وااای که چه روز خوبی بود. انقد من با این دختر راحت بودم که انگاری سالهاس هم رو میشناسیم. کلی با عزیزدلم صحبت کردم و سر ناهار برگشتم خونه

اینم گل سرهای خوشگلی که یاس نازنینم واسم خرید

http://s4.picofile.com/file/8186370300/462.JPG

عصر مامان و داداش رفتن خونه ای که تو مهرشهرکرج داریم رو اجاره بدن. خانومی که امسال خونه رو گرفته شوهر نداره. قرار بود با مادرش باشن. حالا مامانم میگه ده تا مرد و پسر اومده بودن کمکش. بچه هاش و انگار یکی شوهرش بوده. بعد بابا خونه بود هی زنگ میزد رو گوشی بابا. چون خونه مال مامانه قرارداد به اسم مامان بود. بعد بابامو همش به نام مامانم صدا میکرد. صداش از پشت تلفن می اومد. باید شماره داداشم رو بهش بدیم. بیخود میکنه به بابای من زنگ میزنه. خونه مون دو سال ساخته. مستاجر اولمون تازه عروس بود. خودشون خونه خریدن و رفتن. انشالله سال دیگه قرارداد اینا رو تمدید نمیکنیم. بازم تازه عروس میاریم.

مامان اینا که برگشتن کیک رو قاچ کردیم و خوردیم. عالی بود

http://s4.picofile.com/file/8186370334/460.JPG

http://s4.picofile.com/file/8186370426/457.JPG

 

اصلا چی دارم میگم؟

واسه سپند هم ناهار قورمه سبزی و کاپ کیک آوردم

http://s6.picofile.com/file/8186370326/461.JPG

لبم از دیروز خشکی زده. ورم کرده. کاش جای اول هفته آخر هفته اینجوری میشدم. مهمونی دعوتم. همه فک میکردن پروتز کردم

پاشم برم پی کارم.

خدافس

کلی حرف هم یادم رفته تازه.

تاريخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 11:1 نويسنده آبانه| |

سلاممممممم.

صب بخیر.

یه دختر خوب اینجا نشسته که کلاسش رو رفته و الان در خدمت شماس

آقا انقد صب خوابم میومد که تو مترو خوابیدم. گفتم عصر تا 7 میرسم همون موقع نمازم رو میخونم. چنان خوابیده بودم که یه جا با صدای خروپف خودم از خواب پریدم. انقد خجالت کشیدم که دوباره خوابیدم تا کسی نگام نکنه. فک کنین فاصله دو ایستگاه رو خوای عمیق میرفتیم.

این استاد مرتیکه جای 7:30 ساعت 8:5 میاد. بعد هی میگه کلاس جبرانی بذارم واستون. خوب من چه جوری باید برم ناز مدیر رو بکشم؟؟؟؟؟ اه اه اه

مامان سیر تازه خریده گذاشته تو یخچال. یعنی در یخچال رو که باز میکنم مست میشم. خوشبحال گیلانیا. من وقتی سیر میخورم تا 48 ساعت همه وجودم بو میده. میخواستم فردا که جمعه اس انقد بخورم که فشارم بیفته که تا یکشنبه بوش بره اما شنبه با یه دوست خوب میخوام قرار بذارم نمیشه. اون قرار رو هم یه شنبه واستون تعریف میکنم.

خانواده ما شیرینی خور نیستن. سوهانی که سپند آورده بود روی ناهارخوری بود. دیشب تموم شد. مامان اومد با چاییش بخوره دید یه تیکه ته جعبه مونده. انگشت اتهام همه رو به من بود. خوب به من چهههههههه. سوهان دوست دارم دیگه. چی کار کنم چرب و شیرینه خوب؟؟؟؟؟لامصب وقتی میخوری دکمه استپ مغز خاموش میشه.

برم دیگه. خدافس

 

تاريخ پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 11:9 نويسنده آبانه| |

سلام علیکم. احوال شما

ما کلاسمون رو رفتیم کبابمون رو هم با سپندمون بر بدن زدیم و الان در خدمتیم

دخی خاله جانمان 20 روز پیش برای صعود تشریف بردن نپال. بعد از یه هفته که آماده صعود شدن به علت برف و بوران صعود کنسل شد و برگشتن کاتماندو. اونم چون مرخصی داشت دیگه برنگشت ایران. همونجا تفریح کرد تا اینکه زلزله شد. خلاصه اینکه دوروزه تو فرودگاه کاتماندو منتظره پرواز بهش بدن و برگردن. مامان میخواست برن فرودگاه امام و ببرنش اصفهان. من نمیخوام این دو روز تعطیلی تنها بمونم. رای مامانو زدم که نرن. میخوام برنامه تفریح بیرون شهر بریزم. جمعه بریم تفریح.

خبر خاصی نیست. تا هوا گرم نشده فردا با سپند بریم فشم. از بهار زیبا استفاده کنیم

تا اطلاع ثانوی خرید ممنوع

آقا شلوغم. برم؟

خدافس

تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 13:46 نويسنده آبانه| |

سلام بچه ها

آقا ما رفتیم میانترممون رو گند زدیم و اومدیم. همه بیرون کلاس گفتن بگیم امتحان نگیره. رفتیم تو کلاس همه ساکت شدن. فقط قیافه من ناله بود. استاد گفت نمیخوای امتحان بدی؟ چی میگفتم؟ دادم دیگه. افتضاح بود. اومدم برگه رو بدم دیدم زوده میام پشت در شرکت میمونم. نشستم یه آقا اومد با استادمون کار داشت. یکم تقلب کردیم. خاک تو سرم از تو جزوه نمیتونستم جوابا رو در بیارم انقد که درس نخونده بودم

همکارم امروز دانشگاه داره. قشنگ پیچونده واسه خودش مهمونی دوره گرفته. اونوقت من دوساعت تایم داشتم آقا سپند ماشین ملکه مادر رو برده بود نمایندگی. منم دست از پا درازتر اومدم شرکت

چند روز پیش با سپند تو اتوبان بودیم. داشت 130تا میرفت. گفتم دوربین داره. گفت نه بابا. 30 ثانیه بعد پلیس دستور ایست داد. به من میگه سق سیاه. وااااااااا خو من مسلط به قوانین راهنمایی و رانندگی هستم. بده؟ 70 تومن جریمه شد. دلم خنک شد.

آقاااااااا

همیشه عاشق اون سکانس فیلم قیصر بودم که نامزد قیصر میرفت قلیونو آماده کنه، ذغال گردونو میچرخوند. بعد قیصر پیچ وتاب بدنشو نگاه میکرد و زیر لب میگفت استغفرالله.

یه بار به دوس دخترم گفتم بیا ذغال گردونو بچرخون، من نگات کنم.
ذغال گردونو گرفت دو دور چرخوند، دور سوم از دستش در رفت مثل توپ خورد تو سقف پذیرایی. یعنی اسراییل خونه ما رو با موشک بالستیک میزد اینقد خسارت نمیدیدیم!
از اون به بعد دیگه کلا فیلم نگا نمیکنم!!

بخندین دیگه

خدافس

تاريخ سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 10:32 نويسنده آبانه| |

سلام عزیزای دلم

صب بخیر. امروز رو هم تحمل کنیم میفتیم تو شیب هفته

مامان اینا برگشتن. شب خواهرم اومد خونمون. گوشت نخودچی آب شده بود طفلک.کلی وزنش کم شده بود. ماشالله بهش انقد بدو بدو میکرد تو خونه که مرده بودیم از خنده. البته تلو تلو میخورد باید مواظبش میبودیم

من رفتم حموم. وقتی اومدم بیرون خواهرم اومد بهش دارو داد. همونجوری که تو بغل من بود از موهام تا نوک انگشت پام استفراغ کرد. دوباره برگشتم حموم و خودم رو شستم و لباسهای خودم و خودش رو هم شستم.

گفتیم ممکنه دوباره تب کنه شب نگهشون داشتیم خونه خودمون که خدا رو شکر تا صب خوابید

دیشب سپند اومد دنبالم و یه دوری زدیم. من رفتم خونه و اون رفت ماساژ. خیلی حال کرده بود. تشکر زیادی کرد. خدا رو شکر خوشش اومد.

این پیغامیه که سپند وقتی داشت میرفت فرودگاه تو گروه دوستامون گذاشت

http://s6.picofile.com/file/8185095134/455.JPG

اینم مانتوی چروک من. صافش رو توی تنم تصور کنین. خیلی خوشگله

http://s4.picofile.com/file/8185095168/456.JPG

انشالله امروز حقوق میدن کچلو

چشمشون زدیم. امسال شمشیر رو از رو بسته. اخلاق بد، حقوق دیر، جریمه ها زیاد. منو نشناخته. فک میکنه من همیشه میخندم و خوش اخلاقم. بخواد اذیت کنه منم سرکار نمیام. با قرارداد هم هیچ کاری نمیتونه بکنه

خدافس

تاريخ دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 10:31 نويسنده آبانه| |


ادامـه مطـلب
تاريخ یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 12:19 نويسنده آبانه| |

MiSs-A